
تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم؟؟؟؟
بی تو یک عمر فرصت گریستن دارم
اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست.
اگه ميدونستي قطره بارون وقت دور شدن از ابرا چه حسي داشت، اگه
ميدونستي يه بندر وقت رفتن كشتيها چه تنها ميشه ، اگه ميدونستي
درخت كاج وقت پر كشيدن پرندهها چه غمگين ميشه اگه ميدونستي
رفتنت چه آتيشي به جونم كشيد اون وقت اين قدر راحت نميگفتي :
خداحافظ.

غرورت رو واسه کسي که دوسش داري بشکن ولي دل کسي رو که
دوسش داري به خاطر غرورت نشکن.
بس که دیوار دلم کوتاه است...هر که از کوچه تنهایی ما میگذرد...به
هوای هوسی هم که شده...سرکی می کشد ومی گذرد...
آدمي دو قلب دارد
قلبي كه از بودن آن با خبر است و قلبي كه از حظورش بي خبر
قلبي كه از آن با خبر است همان قلبي ست كه در سينه مي تپد
همان كه گاهي مي شكند
گاهي مي گيرد و گاهي مي سوزد
گاهي سنگ مي شود و سخت و سياه
و گاهي هم از دست مي رود
با اين دل است كه عاشق مي شويم
با اين دل است كه دعا مي كنيم
با همين دل است كه نفرين مي كنيم
و گاهي وقت ها هم كينه مي ورزيم
اما قلب ديگري هم هست.قلبي كه از بودنش بي خبريم
اين قلب اما در سينه جا نمي شود
و به جاي اينكه بتپد.....مي وزد و مي بارد و مي گردد و مي تابد
اين قلب نه مي شكند نه ميسوزد و نه مي گيرد
سياه و سنگ هم نمي شود
از دست هم نمي رود
زلال است و جاري
مثل رود و نسيم
و آنقدر سبك است كه هيچ وقت هيچ جا نمي ماند
بالا مي رود و بالا مي رود و بين زمين و ملكوت مي رقصد
اين همان قلب است كه وقتي تو نفرين مي كني او دعا مي كند
وقتي تو بد مي گويي و بيزاري او عشق مي ورزد
وقتي تو مي رنجي او مي بخشد...
اين قلب كار خودش را مي كند
نه به احساست كاري دارد نه به تعلقات
نه به آنچه مي گويي نه به آنچه مي خواهي
و آدمها به خاطر همين دوست داشتني اند
به خاطر قلب ديگرشان
به خاطر قلبي كه از بودنش بي خبرند

یادته اون روز تو کوچه بهم گفتی اقا ببخشید قصد مزاحمت ندارم؟ نه یادت نیست ! یادته شمارتو بهم دادی وگفتی تا خوده صبح منتظر تماستون می مونم؟ نه یادت نیست! یادته وقتی زنگ زدم اونقده دست پاچه شده بودی که مرتب مثل دیونه ها می خندیدی ؟ نه یادت نیست ! یادته واسه تولدت کفش star که خیلی دوست داشتی خریدم تو هم کلی ذوق کردی یادته هرروز زنگ می زدی وهر دفعه 1 ساعت حرف می زدی ؟ نه میدونم یادت نیست اخه این رسم دنیاست که بری و یادت نیاد که یه روزی یک نفر تمام دنیاش تو بودی
گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن
زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر
ماندگار است که فراموشش نميکنم
وقتی که خاکم میکنن ،
بهش بگین پیشم نیاد.
بگین که رفت مسافرت،
بگین شماره ای نداد.
یه جور بگین که آخرش،
از حرفاتون هول نکنه.
طاقت ندارم ببینم ،
به قبر من نگاه کنه .
دونه به دونه عکسامو ،
بردارید آتیش بزنید .
هر چی که خاطره داره،
برید و از بیخ بکنید.
نذارید از اسم منم،
یک کلمه جا بمونه .
نمیخوام هیچوقت تنمو ،
تو قبرمم بلرزونه.
برو آتیش به من نزن.
بزار نگات یادم بره.
واسه همیشه قلب من
چال بشه و تو خاک بره.
برو نمیخوام ببینی،
خونه ی من خالی شده.
همدم من بجای تو،
ریگهای پوشالی شده .
اون که میگفت میمرد برات،
دیدی که راستی راستی مرد ؟
رفت و همه خاطره شم،
بخاطرت برداشت و برد .
بهش بگین نشست به پات،
بهش بگین نیومدی .
بگین هنوز دوستت داره،
با اینکه قیدشو زدی.
نشونی قبر منو
بهش ندین خوب میدونه
میاد جای همیشگی
جامو فقط اون می دونه
من / عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني
وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي و بقيه مي خنديدن. سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن.
دوستي يه حادثه و جدايي قانون است. بيا حادثه آفرين و قانون شکن باشيم
نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم.
زندگي 2 چيز به من آموخت: آرزوي مرگ و مرگ آرزو
براي هزارمين بار پرسيد: تاحالا شده من دلت رو بشکنم؟ منم براي هزارمين بار به دروغ گوفتم: نه. هيچ وقت... تا مبدا دلش بشکنه
خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد
تا حالا کفشاتو نگاه کردي ؟؟ دو تا عاشق.دوهمراه که بي هم مي ميرن.با هم خاکي ميشن,بدونه هم زيره بارون نميرن, کاش آدما هم يه کم از کفشاشون ياد بگيرن
دوست داشتن کساني که دوستمان ميدارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم
اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد
دوستت داشتم... يادت هست؟ گفتم دوستت دارم... و تو گفتي کوچکي براي دوست داشتن رفتم تا بزرگ شوم ... اما انقدر بزرک شدم که يادم رفت دوستت دارم
دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن. دنبال دارايي نرو چون كه افول مي كنه . دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون با لبخند مي شه يه روز تيره رو روشن كرد
يه فرشته از خدا مي پرسه که چرا منو اينقدر ناز آفريدي؟ مي گه اينکه چيزي نيست اونيکه اين اس ام اس رو مي خونه از تو هم نازتره
انسان ها دو دسته اند: آن هايي که بيدارند در تاريکي و آن هايي که خوابند در روشنايي
وقتي عاشق ميشيم تلاش ميکنيم چارديواري آدما رو بشکنيم بريم تو. يادمون ميره، چيزي که عاشقش شديم همون چهارتا ديوار بوده، نه آدم توش
کوچک ترين انسانها کساني هستند که براي بدست آوردن ديگران ، خود را هم عقيده و هم فکر با او نشان دهند
به او گفتم غمگين ترين ترانه را برايم بخوان چشمهايش را بست و آرام آرام گريست
آنچه کرم ابريشم، تا پايان دنيا ميپندارد، در نظر پروانه، اغاز زندگيست
اگر كتاب زندگي چاپ دوم مي داشت هرگز نمي گذاشتم كه اينقدر غلط چاپي داشته باشد
بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود اهل زمين نبود نمازش شكسته بود برسنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تيشه و تبر دسته
مواظب افکارت باش آنها تبديل به کلمات مي شوند. مواظب کلماتت باش آنها اعمالت مي شوند. مواظب اعمالت باش آنها عاداتت مي شوند. مواظب عاداتت باش آنها شخصيتت مي شوند. مواظب شخصيتت باش آن سرنوشتت مي شود
زندگي گل سرخئ است که گلبرگهايش خيالي وخارهايش واقعي است
بجاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم مي ريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي متن هاي تسليت که فردا برايم مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نياز دارم نه فردا
بعضي كلمات همانند سكه بر اثر زيادي استعمال ساييده ميشوند و نقش و نگارشان محو ميشود، آزادي هم يكي از اين كلمات است
مثل خردمندان فکر کنید اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنید . (ویلیام بولریتس)
عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا خیس نشد
بهترين ثروتها ترك آرزو است. (امام علي)
زندگي نه آنقدر شيرين و مرگ نه آنقدر تلخ است كه انسان شرافتش را به آن بفروشد.
اگه يه روز بهت گفتند 1000 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. اگه يه روز بهت گفتند 100 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. اگه يه روز بهت گفتند 10 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. اگه يه روز بهت گفتند 1 نفر دوستت داره،بدون اون يه نفر منم. اگه يه روز بهت گفتند كسي دوستت نداره،بدون من مردم!!!
انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نميزند كه خيال ميكند ديگران را فريب داده است
افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم
ميدونی چرا وقتی تو چشمهاي کسی نگاه ميکنی بيشتر دوستش داری؟ چون خودت رو توش ميبينی!!
روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم؟ حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد. دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت. از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است، اما دروغ درلبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود
عشق چيست؟ 3 ثانيه نگاه، 3 دقيقه خنده، 3 ساعت صفا، 3 روز آشنايي، 3 هفته وفاداري، 3 ماه بيقراري، 3 سال انتظار، 30 سال پشيماني
بازي عشق اين بود که من بشمارم و تو قايم شوي به همان رسم هاي قديمي کودکانه (قايم باشک) هنوز نشمرده بودم که رفتي و چنان ناپيداکه براي هميشه بدنبالت سرگردان و آواره شدم لعنت به اين بازي بچه گانه لعنت
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
تنها يک سقوط است که جاذبه زمين مسئول آن نيست فرو افتادن در عشق
ميتوني نگاهم نكني- اما نميتوني جلوي چشماي منو بگيري- ميتوني بگي دوست ندارم- اما نميتوني بگي دوسم نداشته باش- ميتوني از پيشم بري- اما نميتوني بگي دنبالم نيا-پس من نگاهت ميكنم- دوست دارم- وتا ابد دنبالت ميام
اگر پوسیده گردد استخوانم نگردد مهرت از جانم فراموش
غروب شد، خورشيد رفت، آفتابگردان به دنبال خورشيد ميگشت. ناگهان ستاره چشمك زد. آفتابگردان سرش را پايين انداخت، گلها هرگز خيانت نميكنند
هيچ صيادي از جويي که به گودالي مي ريزد مرواريدي صيد نخواهد کرد
رفاقت به معني حضور در کنار فردي ديگر نيست بلکه به معني حضور در درون اوست
محبت مثل سکه مي مونه که اگه بيفته تو قلک قلب نميشه درش آورد اگرم بخوايي درش بياري بايد اون بشکني
زماني که مرا ندانسته به دنيا آوردند، پيوسته مي گفتند دوست بدار و حالا که دوست دارم مي گويند فراموش کن
اگه دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگيات گريه کن.
براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به
ته دريا برو. ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي
اشکاتو مي بينه. اونوقت می فهمي چرا آب دريا شوره!
زندگی لحظه پرواز کبوترها نیست
زندگی لحظه آنی پریدن ها نیست زندگی تیزی چشمان عقابکها نیست زندگی با ما نیست زندگی زیبا نیست زندگی آهویی ست که به چنگال عقابی گرفتار شدست!
میدونی بازیه روزگار چیه؟؟؟؟
اینه که من چشم بذارمو تو یکی دیگه رو پیدا کنی


تنهایی چیزی که انسان از ان متنفر بود ولی به خاطر پستی ادم های نامرد ارزوی تنها بودن کرد
