تبليغاتX
باغ فدک - من هنوز خدا را دارم
اگر میخواستم مجازاتت کنم از تو میخواستم به اندازه ای که دوستت دارم مرا دوست داشته باشی


دلم گرفته فرشته نجات...

 

گاهي كه دلم

 

به اندازهء تمام غروبها مي گيرد

 

چشمهايم را فراموش مي كنم

 

اما دريغ كه گريهء دستانم نيز مرا به تو نمي رساند

 

من از تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس

 

مهربانتر از گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست

 

و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي شناسد

 

و يا كابوسهاي شبانه ام را نمي داند

 

با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست

 

از دل هر كوه كوره راهي مي گذرد

 

و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد

 

و شبي نيست كه طلوع سپيده اي در پايانش نباشد

 

ازچهار فصل دست كم يكي كه بهار است

 

من هنوز تو را دارم !




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 3:13 توسط ..:: حسین ::..